محمد ابراهيم آيتى

416

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

به كجا كشيد ؟ گفت : كشته شد . گفت : دو انجمن يعنى : « بنى كعب بن قريظه » و « بنى عمرو بن قريظه » كجايند ؟ گفت : رفتند و كشته شدند . گفت : پس به همان حقّى كه بر تو دارم ، از تو مىخواهم كه مرا به آنها ملحق كنى ، به خدا قسم كه : پس از ايشان خيرى در زندگى نيست و ديگر كمترين شكيبائى ندارم ، تا دوستان خود را ديدار كنم . « ثابت » او را جلو انداخت و گردن زد و به گفتهء يكى از صحابه : در دوزخ جاويد به ديدار دوستان خود رسيد [ 1 ] . دو نفر بخشيده شدند 1 - « عطيّهء قرظىّ » كه چون به حدّ بلوغ نرسيده بود آزاد شد و كشته نگرديد و نام او را در زمرهء صحابه ذكر كرده‌اند [ 2 ] . 2 - « رفاعة بن سموال » [ 3 ] كه « أمّ منذر : سلمى » دختر « قيس » ( خواهر سليط بن قيس ) يكى از خاله‌هاى رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - ( يعنى : از طرف مادر عبد المطّلب كه از طايفهء بنى النجّار بود ) دربارهء وى شفاعت كرد و از رسول خدا خواست كه او را به وى ببخشد و از كشتنش صرف نظر كند . رسول خدا او را آزاد ساخت و نام وى در عداد صحابه ذكر شده است [ 4 ] . تقسيم غنائم ابن اسحاق مىنويسد : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - مالهاى « بنى قريظه »

--> [ 1 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 253 - 254 . [ 2 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 255 - 256 و جوامع السيره ، ص 196 . م . [ 3 ] - به كسر سين و سكون ميم ( از مرحوم مؤلف ) در سيرهء ابن هشام : سموال ، به فتح سين و ميم و همزه ( ج 3 ، ص 255 ) و در جوامع السيره : شمويل ( ص 195 ) آمده است . م . [ 4 ] - سيرهء ابن هشام ، ص 255 - 256 و جوامع السيره ، ص 196 . م .